حالم خوب نیست

بعضی اوقات وقتی می‌گویم:
حالم خوب است.
دوست دارم کسی در چشم هایم نگاه کند،
مرا در آغوش بگیرد و بگوید:
می‌دانم که خوب نیستی..

تعطیل

انگار جمعـــــــه بدنیا آمده ام
دل به هر چه میبندم تعطیــل ست...

بغلم کن

یه وقتایی که از عالم و آدم بریدم و خسته م
یه جمله ت هســت ک دلم میخاد بشنوم
یه جمله ک میتونه داستان رو عوض کنه …
حرف نزن بیا بغلم...

پ ن: چقدر حسرت شنیدن این جمله رو دلمون سنگینی میکنه

غرورم

وقتی که همه مرا به
کوبیدن درهایی که می بستم می شناختند
من برای آرام بسته شدن در خانه ی تو
دستم را لای در گذاشتم...

دوای دردت

می تونم دوای دردت باشم
اما موضوع اینه که تو
تحمل عوارض جانبی ش رو نداری!!!

اشفته حالی

سیگار روشنت را
در جنگل خشک و آشفته‌ی من انداختی
بعد
پرسیدی:
"مزاحمتان که نشدم؟"
خندیدم،
"نه! اصلا"